نقد خود
شنبه 16 آبان 1383جاي خالي نقد در اغلب حوزه هاي فکري جامعه ايران به چشم مي آيد. در برخي حوزه ها مثل سياست کمابيش وجود دارد، در جايي مثل سينما، نهادينه شده (هرچند هنوز به شکل نهادي تحمل نمي شود) و در عرصه رسانه ها بسيار حضور کمرنگي دارد. هرچند در ايران برنامه ها و فيلم هاي تلويزيوني مورد نقد قرار مي گيرند، اما تلويزيون هاي خارج از کشور فارغ از هر نقد و نظر براه خويش مي روند. در اينترنت نيز، به رغم وجود سايت ها و وبلاگ هاي زياد تخصصي، از حيث مفهوم رسانه، نقد و نظر بسيار کم است.
وقتي نقد علمي وجود ندارد، به سادگي مجذوب تعاريف مي شوي (که آفت بزرگ جامعه ماست)، انتقادات شفاهي و غير رسمي را بر نمي تابي و به توجيه متوسل مي شوي، حوزه مخاطبانت محدود مي شود، اشتباهات را تکرار مي کني و در آخر اگر بفهمي که شکست خوردي، درميماني که چرا؟
اين مقدمه را گفتم تا به شما اطمينان دهم اگر نقد گويا را اينجا و به قلم دست اندرکارانش مي خوانيد آن را حمل بر خود کوچک بيني، تعارف يا تواضع نکنيد. براي زنده ماندن در اين عرصه راهي جز نقد خود وجود ندارد. آنهم نقدي دقيق، عميق، بي رحم و حتي الامکان روشمند و علمي.
تعريف و تشويق، دلگرم کننده و ارضا کننده است ولي راهگشا نيست. براي کسي که سعي مي کند کارش را درست انجام دهد، نقد است که سازنده است.
واقعيت را بخواهيد، در مقابل گويا من شخصا همواره دو نقش را بازي کردم. يکي نقش رسانه و ديگري نقش مخاطب. شايد نتوانم تشريح کنم که چگونه، ولي مي توانم بگويم چرا. چرايي اش در پيدايش گويا بود. شايد برايتان تکراري باشد و قبلا در يکي دو مصاحبه از زبانم شنيده باشيد. گويا حاصل نياز خودم بعنوان مخاطب بود. يعني قبل از آنکه تصميمي براي راه اندازيش بگيرم، به قول بچه ها، خوره اينترنت شده بودم. خوره خبرگيري و خواندن ... و خوب آنزمان هر چه بيشتر مي گشتي، کمتر چيزي پيدا مي کردي. به همين جهت است که حتي امروز گويا رو که باز مي کنم اون حس شيرين مخاطب بودن در من وجود داره و بدنبال نکات ريز و درشت مي گرده که يا کشف کنه و يا احساس کمبود کنه.
همين که شما از زاويه خود مفهوم رسانه به راه اندازي آن دست بزنيد حاصل کار را بسيار با روش هاي ديگر راه اندازي رسانه ها متفاوت مي کند. رسانه بعنوان ابزار کار سياسي، رسانه بعنوان ابزار درآمد، رسانه بعنوان ابزار ارشاد و هدايت و ... شايد در نهايت ظاهر مشابهي را خلق کنند ولي از چشم مخاطب پنهان نمي مانند. اگر گويا تا حدودي موفق بوده حتما يکي از دلايلش همين نکته بوده است، نکته اي که البته به خالي بودن اين عرصه از رقباي جدي هم بر مي گرده و همه امتياز رو به اون نمي ده.
در ياداشت هاي آتي بيشتر از شانس هايي که گويا براي موفق شدن داشته و دارد خواهم نوشت. شانس هايي که امتياز مثبتي براي جامعه ما محسوب نمي شوند.
فرشاد | رسانه | 67 بازديد | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://blog.gooya.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/3
نظرات:
Hi , I would rather say before blogging u have to re-organize this front page . its very Ugly, right from the Fonts u are using to the whole structure of the page ,
its full of point to point small headings , and its very tiring for the reader to continue reading on this page , although i was passionate to raed the blog but immediately i closed the page , if you are interested to get more information on Online Jouranalism you can refer to Poynyter org
i was expecting ur blog to be a bit organized in a much better lay out but what i got was only a headache at the first sight.
نوشته ehsan، یکشنبه، 17 آبانماه 1383، 0:05 بعدازظهر
درود بر شما. من کاملا با نظرات آقاي مجيد زهري موافقم. خط فکري شما مشخص نيست. انسان گيج مي شود که چه نوع مقاله هايي را شما براي چاپ کردن مي پذيريد. اما روي هم رفته سايت شما يکي از بهترين سايت هاست.
نوشته پارميس سعدي، یکشنبه، 17 آبانماه 1383، 9:09 صبح
سلام، مبارک است.
نوشته بيژن صف سري، شنبه، 16 آبانماه 1383، 9:55 بعدازظهر
سلام. خسته نباشيد.
در باب نقد، به باور من شما اغلب نظرات مخالف چارچوب فکریتان را در سايت بازتاب نمیدهيد. اگر هم گاهی از دستتان در برود و نوشتههای بعضی مخالفان را بياوريد، برای استفاده از وجهه و نام آنان است. نيز برای ايجاد بالانس است که ظاهر دموکراتيکتان خدشهدار نشود. همين قضيهی انتخابات آمريکا خود بهترين شاهد اين مدعاست. نمونه ی ديگر خود من هستم که حتا جلوی "دنبالک"های ارسالی من را هم سد کردهايد!
من نمیگويم خط فکری نداشته باشيد؛ میگويم امّا، به ديدگاههای مخالف هم احترام بگذاريد تا با هم دنيای چندصدايی و بهتری بسازيم. اگر هم "خطوط قرمز"ی داريد، آنها را با صراحت بگوييد تا مردم بدانند "چگونه مقالاتی" را مجازند برایتان بفرستند.
موفق باشيد.
نوشته مجيد زهری، شنبه، 16 آبانماه 1383، 8:45 بعدازظهر
سلام
گله ای دارم که شاید هم معتبر نباشد و اشتباه از من باشد . ولی در حول و حوش انتخابات آمریکا شما مقاله ء جالبی از آقایی به نام مجید زمانی ( یا شبیه این ) منتشر کردید در پاسخ به آقای راشدان . مقاله مستدل و جالبی بود و حداقل نظری بود . ولی بعد از مدت کوتاهی آنرا بکلی پاک کردید و بخش سوم مقاله آقای راشدان را که یکسره تکرار است درج کردید .
من از این رفتار شما خیلی دلگیر و متاسف شدم .
اگر توضیحی هست لطفا برای آگاهی من و امثال من منتشر کنید در همان گوشه سمت چپ گویا .
در صمن ممنون از تلاش شبانه روزی شما طی این سالیان!
پاسخ گويا: مطلب به صورت خودکار به بايگاني مربوطه رفته و در آنجا وجود دارد.
نوشته zistan، شنبه، 16 آبانماه 1383، 8:16 بعدازظهر
سلام جناب آقای بیان.
همدرد شدیم عزیز !!!
شرکت البرز وبلاگ مرا ( پیام ایرانیان ) در تهران فیلتر کرد .
در مورد نقد رسانه ای یادم می آید جناب آقای فرجامی نقد جالبی در مورد سایت گویا نوشته بود که بسیار جامع بود اما خوب هیچ تغییر و یا پاسخی به آن نقد مشاهده نشد.
نوشته مسعود برجيان، شنبه، 16 آبانماه 1383، 6:26 بعدازظهر