گويا ديوار عمومي نيست! شهرام شريف، رسانه

چهارشنبه 13 آبان 1383

بي مقدمه بگويم شگفت زده‌ام، اين شگفت زدگي نه ربطي به موفقيت يا ضعف “گويا” دارد و نه به توانايي هاي اينترنت. شگفت زدگي من حقيقتاً بهتي است نسبت به رويارويي ما با رسانه‌اي كه در دنياي سايبر چنين وجود دارد ولي لمس نمي شود و فيزيكي نيست.

چيزي بين نبودن و بودن . و شگفت زدگي من از اين است كه آيا مي توان بدون دروازه باني خبر يا به اصطلاح سردبيري يك رسانه، چيزي كه ما آن را بي طرف بناميم، منتشر كنيم. و آن منتشره مقبول هم بيفتد؟ و بدون اين كه بخواهم محتواي آن را تاييد كنم – اين سخن لاجرم گفته مي شود تا چنان اسپند بلا دور بگرداند!- فكر مي كنم چقدر جاي رسانه اي كاملاً بي طرف ، در اينجا يا هر جاي ديگر خالي است. رسانه اي كه به قدرت و دولتي وابسته نباشد. نمونه‌هايي از چنين رسانه‌هايي را در مقاطعي خاص ديده‌ام. رسانه‌هايي كه وقتي آزادي را مثل بزرگراهي باز روبه‌روي خود ديدند بي مهابا بر گاز فشار مي دهند و ديوانه وار به در و ديوار مي كوبند. له مي كنند و اما قطعاً همه فرصت به دست آمده را چنين افراط وار به هدر نمي دهند. همين گويا. كساني كه با اينترنت سروكار دارند دست كم يك بار نام آن را شنيده اند و يا سري به آن زده اند. روزي كه مصاحبه اميرمحبيان را با آب و تاب منتشر كرد به خودم گفتم حالا چهره هاي سرشناس داخلي و خارجي هم نمي توانند او را ناديده بگيرند. از انتقادي ترين و افراطي ترين حرف ها تا محافظه كارترين و موافق ترين اظهارنظر ها در آن ديده مي شود.
.باور مي كنيد ديدن چنين رسانه‌اي مرا به وحشت مي اندازد؟

از زماني كه انزنسبرگر (Enzensberger) نظريه پرداز انتقادي وقوع يك تغيير بنيادين را در عرصه رسانه هاي جمعي پيش بيني كرد حدود 30 سال مي گذرد. تغييري كه به عقيده او در نتيجه فناوري ارتباطي نوين،نظام كهنه و سرمايه دارانه را از بين خواهد برد. شكي نيست كه اينترنت اساساً مفاهيم و تعاريف سنتي از رسانه را به هم ريخته و تغييرات خرد وكلاني را در نوع نگاه به مخاطبان و نحوه تعامل آن ها با خود رسانه به وجود آورده است. الگوي مخاطبان مراوده اي كه در آن عنان هدايت هم در دست گيرنده است و هم در دست فرستنده، مفهوم پذيرفته و مرسوم مخاطبان رسانه اي را كاملاً در هم مي ريزد. در اين سيستم مفهوم مخاطب فعال – مخاطبي كه هم گيرنده است و هم فرستنده – معنا مي يابد. در چنين وضعيت حتي مي توان به چنين افراديٍٍِ لفظ «مخاطب» اطلاق نكرد. آن ها در حقيقت استفاده كنندگان از رسانه هستند. گويا چه زماني كه فقط لينك هاي متعددي را در صفحه نخست خود قرار داده بود و چه اكنون كه خبر و مقاله و طنز و اعلاميه را ضميمه روزانه خود كرده است، با افرادي روبه‌رو بوده و هست كه استفاده كننده از رسانه قلمداد مي شوند. بسياري از نظريه پردازان امروز معتقدند با ظهور تكنولوژي هاي جديد اساساً مخاطب به تعريف سنتي خود مرده است. اما نيازدهي مخاطبان (به مفهوم سنتي ) ‌و استفاده كنندگان جزو وظايف امروز رسانه هاست. لذا براي هر كسي كه علاقه مند به كار رسانه ها باشد شناخت نيازها و اولويت هاي اين استفاده كنندگان ضروري است.


گويا را چه كساني مي خوانند؟

براي پاسخ به آن مي توان چند گزينه در نظر گرفت:

1- كساني كه به دنبال اخبار تند سياسي و حرف هايي مي گردند كه در رسانه هاي نوشتاري داخل به اين صراحت به آن پرداخته نمي شود.

اجازه بدهيد مثالي بزنم. معمولاً وقتي در مواجه با افراد مختلف خودم را روزنامه نگار معرفي مي كنم، با كمي تامل مي گويند:« روزنامه ها مگر حقيقت را هم مي نويسند؟» مي پرسم حقيقت چيست؟ مي گويند «همان ها كه هست ومخفي است و شما مي دانيد و نمي گوييد و جرات نوشتن آن را نداريد.» من البته در پاسخ مي گويم چيزي وجود نداشته كه من بدانم و نتوانم بنويسم. (مثال متقن شنيده هاي خود گويا ست كه بسياري از آن ها را در ستون شنيده هاي روزنامه هاي چاپ داخل هم مي توان ديد) البته محدوديت هايي وجود دارند و كسي آن راانكار نمي كند و قطعا بعضي چيزها هم هست كه نمي توان نوشت. چرا كه لزومي به نوشتن آن ها نيست. اما اين حقيقتي كه شما مي گوييد را خود شما جرات داريد در ملاء عام با صداي بلند فرياد بزنيد؟ هر وقت شما اين كار را كرديد من آن را در روزنامه مي نويسم.

از اين موضوع مي خواهم چند نكته را يادآور بشوم، اول اينكه تندروي سياسي همواره مخاطب و استفاده كننده خود را دارد و عموما ً از سوي آن ها تشويق به تندروي بيشتر مي شود، ولي اين مخاطبان دائمي و حتي قدردان نيستند. جلوي روزنامه خرداد بمب منفجر كردند. همه شيشه ها به سرو صورت من و ديگر دوستان پاشيد. و همه جا به هم ريخت. چند دقيقه بعد ما و بعضي از افراد انتظامي كه در محل حاضر شده بودند به دلايل نا مشخص درگير شديم . (هم بمب خورديم و كتك !) همه اهل محل ايستاده بودند و كتك خوردن ما را تماشا مي كردند. فردا صبح بسياري از آن ها پول شيشه هاي شكسته شان را نيز از حساب روزنامه دريافت كردند.. اين يك خاطره در مقطع كوچك آن بود ولي كاملاً قابل تعميم به ديگرعرصه هاست . آن هايي كه روزنامه هايي چون خرداد و فتح و صبح امروز و عصر آزادگان را تشويق به تندروي بيشتر مي كردند و هورا مي كشيدند. بعداز آن كه كساني چون عبدالله نوري و باقي و گنجي به زندان فرستادند... بگذريم.

ولي جالب است در تحقيقي كه كردم معمولاً رسانه هايي چنين بي مهابا در خيابان سياست با سرعت مي رانند كه احساس مي كنند مخاطبان خود را دارند از دست مي دهند. گويا ميليون ها و ميلياردها صفحه سفيد دارد و مي تواند آن ها را با تندترين حرف هاي سياسي تزيين كند و مخاطبان و استفاده كنندگان هوراكش تندرو را راضي نمايد. مسئولان گويا احتمالاً خارج از ايران هستند و تحت قوانين كشور قرار نمي‌گيرند. آن ها ميتوانند بدون هراس احتمالي با سرعت زياد در اين عرصه حركت كنند ولي آيا لزوماً راه درست را مي پيمايند؟ من نمي توانم با اين جمله فرشاد هوشمند در همين وبلاگ موافق باشم كه گفت گويا ديواري است كه هر كس مي تواند اعلاميه اش را در آن بچسباند. من فكر ميكنم وظيفه يك رسانه فراتر و كاركرد آن هم فرهنگي‌تر و تاثير گذارتر از يك به اصطلاح «ديوارعمومي» است.

2- كساني از داخل ايران كه مي خواهند تحليل هاي يك رسانه خارج ايران را بدانند.

اين دسته از افراد كم نيستند. پدربزرگ من از انگليس متنفر است و آن ها را عامل مصيبت هاي موجود در ايران مي داند اما راديو بي بي سي را گوش مي كند. براي كساني مثل او نگاه خارج به داخل مهم و كمي وسوسه انگيز است. به اين ها اضافه كنيم گروه ميانه رو و منطقي و تحصيل كرده مقيم داخل را .


3- كساني در خارج ايران كه مي خواهند از ايران با خبر شوند.

اين دسته اتفاقا براي گويا بسيار قابل توجه‌اند. نگاهي به سايت status بيندازيد تا متوجه شويد چند نفر از ديگر كشورها از گويا بازديد مي كنند. ايرانيان مقيم خارج معمولا با اينترنت مانوس ترند و گويا يكي از انتخاب هاي آنهاست.

4- وبگردها

كساني كه اينترنت را مي خورند و شخم مي زنند! بخش news گويا امروزه مملو از مطالب متنوع است تا همه را به نوعي اغنا كند.

به اين ها ميتوان گروههاي ديگري را نيز اضافه كرد. من البته هيچ تحقيقي در اين‌باره نكرده ام و فكر مي كنم نظرسنجي بايد توسط خود مسئولان گويا صورت بگيرد. همه اين ها را هم به طور ذهني حدس زده ام. البته سوالات ديگر را هم مي توان مطرح كرد: گويا را چرا مي خوانند؟ چه زماني مي خوانند؟ و كجا مي خوانند؟ و ...

دو راهي!


رويكرد گويا به عنوان يك رسانه ايراني اينترنتي مي تواند مورد تحقيق نظريه پردازان رسانه اي داخلي قراربگيرد و همچنين مي تواند به ساخت ديگر رسانه ها در اين عرصه كمك كند. دوراهي كه آٌقاي فرشاد هوشمند به آن اشاره مي كند درست است اين رسانه اكنون بين همه‌گير ماندن و پررفت و آمد بودن و منبع اطلاعاتي شدن از يك طرف و يك مجله اينترنتي بودن از طرف ديگر قرار دارد. از طرفي منبع اطلاعاتي بودن (مثال دقيق آقاي هوشمند ياهوست) يك ضعف نيست. تيراژ بالا و ارتباط مستمربا مخاطبين غير فرهيخته اساساً جزو موارد مثبت خبرنامه گوياست. ولي واقعيت اين است كه حتي رسانه اي چون ياهو نيز با وجود گستردگي از يك نظم و سيستم ثابت و قواعد مشخص پيروي مي كند. در صفحه خبر ياهو news.yahoo.com فاصله مطالب با هم خيلي كم است. در مقابل خوانندگان بولتن برد و گروه group و كلوپ هاي خود را دارند و در آن ها هر چه مي خواهند مي گويند. البته شكي نيست كه خبرنامه گويا لوكاليزه شده خبررساني به معناي حقيقي آن است اما در خبرنامه گويا ما با «خبر» مواجه هستيم و خبر و خبررساني قواعد خود را مي طلبد. از يكي از بهترين استادهاي روزنامه نگاري ايران پرسيدم بهترين روزنامه ايراني از نظر فني و روزنامه نگاري در حال حاضر كدام است؟ گفت كيهان. براي من خيلي عجيب بود با وجود اين همه تنوع روزنامه اي در كشور و تجربيات فني و خصوصاً رنگ و لعاب بسياري از آن ها او كيهان سياه و سفيد و سنتي را برگزيده بود. او در توضيح انتخاب خودش گفت: كيهان روش مشخص و منظمي دارد و هنوز بعد از سال ها بر اساس آن روش كار مي كند. در اين روزنامه هر چيزي سرجاي خودش قرار دارد. از او پرسيدم آيا نمي شود اين شكل خبرنويسي كهنه «وي افزود و وي خاطر نشان كرد» را بشكنيم و يك شكل جديد بيافرينيم؟ گفت اين چيزهايي كه به نظر شما كهنه شده سال ها تجربه شده تا به صورت فرم مشخص و همه گير مورد استفاده قرار گيرد و براي مخاطبان هم مانوس شده است و تغيير دادن آن نيز به ممارست و نگرش دقيق و كار و زمان نياز دارد.

از اين نظر نبود يك عامل تعيين كننده جهت خبرو يا مقاله و گزارش و طنز و ... در گويا به تدريج بر كيفيت كل رسانه تاثير دارد. بر اين اساس هر چيزي حتي مقاله هاي ارسالي خوانندگان مي تواند در بخش هاي مربوط به خود قرار بگيرد و بار صفحه نخست را كم كند. شايد گويا معتقد باشد كه تا كنون بدون دروازه باني خبر به اين تعداد مخاطب دست يافته است. ولي حفظ مخاطب به اندازه جذب آن اهميت دارد. گويا روش هاي مختلفي را براي دور زدن دروازه باني خبر آزموده است و بعضي از آن ها نجات بخش بوده اند اما معلوم نيست هميشه چنين وضعيتي دلخواه مخاطبان آن باشد.

نكته ديگر اين كه برخي بي دقتي ها در گويا به چشم مي خورد. مثلا آرشيوها، هر مطلبي با هر نويسنده اي و هر موضوعي در يك آرشيو كلي ذخيره مي شود. البته تلاش براي جداسازي و موضوع بندي مثل اينترنت، مقالات، خبر خوب است اما همين آرشيوها هم به هم ريخته به نظر مي رسد. جست و جو گر خوب است اما آرشيو دقيق و استفاده از بانك هاي اطلاعاتي ضروري تر است.
نكته ديگر استفاده نكردن ازيوني كد است كه عجيب است كاربران هم به آن راي نداده اند. بزرگ ترين سختي ديدن گويا منتظر شدن براي لود شدن كامل آن است. اين همه عكس بايد بارگذاري شود و اين بينندگان مقيم ايران را كه از اينترنت كم سرعتي بهره مي برند را زجر مي دهد و از موارد مثبت آن مي توان به بروز رساني منظم ، ايجاد مرتب امكانات و نوآوري هاي جديد، نام كوتاه و طراحي مناسب آن اشاره كرد.

فرشاد | نگاه ديگران | 80 بازديد | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://blog.gooya.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/11