ترديد ها در تنظيم يک خبر

سه شنبه 19 آبان 1383

همين الان مطلب حسين شريعتمداري در مورد مجري يکي از شبکه هاي ماهواره اي را در کيهان خواندم. مثل هميشه به سرعت در حال انتشار کاملش بودم که به ذهنم رسيد شايد بايد توضيحي قبل از آن بنويسم. رويه معمول اين نيست ولي محتواي متن اين يادداشت که به نوعي اعلام رسمي حکم اعدام يک نفر محسوب مي شود، ترديد مرا بر انتشار عادي اش بدنبال داشت.

بعد اين سوال پيش آمد که چه بايد نوشت؟ به سرعت سعي کردم نکته اي را که در مهم تلقي شدن اين نوشته به ذهنم رسيده بود با خواننده در ميان بگذارم. اينکه در لابلاي جملات اين مطلب انساني (حال به هر جرم) توسط يک نويسنده و نه قاضي، به مرگ محکوم شده است، قابل تامل است.
بعد فکر کردم براي اطلاع رساني اسم مجري و نام شبکه و عکسي رو از وي در حال پخش برنامه توي خبر کار کنم. مطلب رو هم نوشتم ولي باز اين سوال مطرح شد که آيا اين کار درست است و به رغم اينکه خيلي ها اين شبکه را مي شناستند مي توان رسما آدرس فرد محکوم به مرگ را نوشت. با حذف اين بخش بر ترديدم غلبه کردم و ترجيح دادم خواننده اگر مايل است، خودش به کشف آن بپردازد.
واقعيتش را بخواهيد همينطور که پيش مي رفتم اهميت نوشته شريعتمداري برام بيشتر جلوه مي کرد و به همين جهت تصميم گرفتم اون رو بعنوان خبر اختصاصي هم کار کنم تا توجه مخاطبين بيشتري رو جلب کرده باشم. به اين منظور تکه اي که مي گفت "اگر سر اين مار به سنگ سنگين كوبيده نشود، مارهاي فراوان ديگري كه غرب در آستين دارد، جرأت حضور و فرصت گزيدن بيشتر پيدا مي كنند" را پيدا کردم و بعنوان تهديد نويسنده در سر تيتر آوردم.
انتهاي مقدمه را هم با ابراز نگراني از تکرار قتل هاي خارج از کشور تمام کردم. راستش ماجراي قتل فيلمساز هلندي هم توي ذهنم آمد و مي خواستم به اين ربطش بدم ولي حس کردم هرچند از نظر جوهر اتفاق مشابه است اما لزوما ارتباط ارگانيکي وجود ندارد يا حداقل در حال حاضر وجود ندارد، به همين دليل از خيرش گذشت و مطلب را منتشر کردم.
بعد از اون به سرعت با دو تا از همکاران خبرنامه تماس گرفتم که يکي شان آن لاين بود و نظرش رو خواستم. او خوشبختانه به سرعت هم مطلب من و هم مطلب شريعتمداري رو خواند و توصيه کرد تهديد صريح قتل مجري را نيز به مقدمه اضافه کنم. گفت با خوندن مقدمه من برداشت کرده که صرفا تصور من بوده که شريعتمداري مجري را به مرگ محکوم کرده است. به همين دليل هم عنوان مطلب و هم اين بخش رو به مطلب افزوديم: " ... شليك گلوله اي بر پيشاني منحوس و كفرگرفته او، ضرورتي غيرقابل ترديد دارد".

مراحل انتشار مطلب به اين شکل خاتمه يافت، هرچند شخصا هنوز از متن کاملا راضي نيستم و حس مي کنم نتوانستم نگاه بي طرفانه اي به ماجرا داشته باشم. اما آيا در مقابل حکم مرگ مي توان بي طرفانه به قضاوت نشست؟ به هر حال حتما مي شد متن بهتري نوشت.

نکته جالب در مورد خبرهاي اينچنيني همين است که گاهي اصلا نمي شود خبر را کامل خواند و بايد خيلي سريع در موردش تصميم بگيري و اينجاست که لزوم همفکري و تصميم گيري گروهي بيشتر حس مي شود. يک جمله يا نوع خاصي از لحن مي تواند خواننده را نسبت به رويه رسانه اي که مي شناختند مردد کند. کما اينکه از زمان برجسته تر شدن مباحث حقوق بشري مواردي از اعتراض هاي اينچنيني را دريافت کرديم. اعتراضاتي حاکي از عدم رعايت بي طرفي که البته پاسخ روشني دارد و آن پذيرش حقوق بشر به عنوان يک اصل است و نه همچون عقايد يک گروه سياسي يا مذهبي فرع.

فرشاد | رسانه | 67 بازديد | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://blog.gooya.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/15


نظرات:

فرشاد جان
در ترور و قتل انسان، نمي توان سكوت كرد و فكر مي كنم مي توانم از طرف تمام خوانندگان بگويم كه در مطالبي كه اكثريت يك نوع ديدگاه دارند انتظار داريم گويا نيز بي طرف نماند، مانند زورگويي با نام دين كه باعث رنج و ناراحتي تمام ايرانيان است. يك روزي كليسا زورگويي و حكم اعدام مي داد و امروز كيهان. راستي مي خواستم بپرسم كه گويا برنامه اي ويژه براي انتخابات رياست جمهوري دارد؟ آيا نظر سنجي براي كانديد شدن افراد، يا كار ويژه ايي انجام مي دهد؟
حسين

نوشته حسين خداداد، پنجشنبه، 21 آبانماه 1383، 11:57 صبح

فرشاد عزيز تبريک به خاطر راه انداختن اين وبلاگ...من مدتهاست که ميخواستم ازتون تشکر کنم بابت همه زحماتی که ميکشيد برای من که از ايران دورم خوندن خبرها و مقاله هاتون خيلی با ارزشه ...ممنون

نوشته بی تا، پنجشنبه، 21 آبانماه 1383، 7:29 صبح

درود بر شما و با سپاس از زحمات شبانه روزي شما و همكارانتان.

تبريك اين حقير را در وبلاگ دار شدن" گوياي ديگر " پذيرا باشيد.

مطلبم ارتباطي به نوشته شما ندارد ولي چنانچه فرصت كرديد ، لطف كنيد و در ارتباط به دادن لينك به وبلاگها ، خصوصا در قسمت سياست توضيح دهيد كه چرا هميشه به مطالب يكسري از وبلاگهاي مشخص لينك داده ميشود. سپاسگزارم .

نوشته فرزاد، پنجشنبه، 21 آبانماه 1383، 1:45 صبح

سلام

موفق باشيد. سايت شما بازديد كننده زيادي دارد حتما وبلاگ هم بازديد كننده هاي زيادي بدست خواهد اورد.

همبن جا هم از زحمات شما تشكر ميكنم.

موفق باشيد.

نوشته ايران امروز، پنجشنبه، 21 آبانماه 1383، 1:35 صبح

سلام
بهتون تبریک میگم برای راه اندازی اینجا.
مسلما اینجا ارتباطات صمیمانه تر و محیط جذابی برای شما و خوانندگانتان خواهد بود.
با درود
وبلاگ هزار حرف نگفته
علی ن

نوشته هزار حرف نگفته، چهارشنبه، 20 آبانماه 1383، 11:41 بعدازظهر

فرشاد جان، ممنون به خاطر همه زحماتت. اين نوشته ها دلنشينه چون گوشه ای از زحماتی که تو وهمکارانت می کشين رو نشون می ده و کلی هم آموزنده است. اميدوارم گويا هميشه برقرار باشه.

نوشته خورشيد خانوم، چهارشنبه، 20 آبانماه 1383، 10:26 صبح

سلام. اين ريزه کاری ها و دقت ها که در واقع اساس کار شما را تشکيل مي دهد و فرق ميان "گويا" با ديگر سايت های خبری را باعث مي شود، جدا خواندني و آموزنده است. به همين ترتيب "حکايت عکس بازی های من" خواندني و آموزنده بود. با تشکر و احترام. ف.م.سخن

نوشته fmsokhan[TypeKey Profile Page]، سه شنبه، 19 آبانماه 1383، 7:37 بعدازظهر

سلام و مبارک باشد، در مورد خبر همینطور که نوشته ای جالب است. و اما یک خواهش نوشته هایت کمرنگ است، حداقل برای من که سنی ازم گذشته در خواندن یاداشتهایت دچار مشکل می شوم، باز هم تبریک و پیرشی.

نوشته اسد، سه شنبه، 19 آبانماه 1383، 7:33 بعدازظهر

شما هم نظر بدهيد: