امتناع تفکر در فرهنگ ديني

یکشنبه 8 آذر 1383

جمعه گذشته براي شرکت در جلسه گفتگو با آرامش دوستدار پيرامون آخرين کتابش امتناع تفکر در فرهنگ ديني به کلن رفتم.
قصد و توان آن ندارم که اينجا در مورد کتاب و ديدگاه ها و نقطه نظرات نويسنده بنويسم، بلکه شايد بخواهم با اشاره به رفتار برخي از حاضران در جلسه، اشاره اي کنم به يک معضل جدي در ميان ما که چه بسا مسئله اين کتاب نيز در گستره فراتري بوده است و بي ارتباط با تجربه ما در خبرنامه گويا نيز نيست. در اين جلسه مجموعه سوالات يا مسائلي که در قالب سوال طرح شدند، عموما با تعريف "سوال بجا" فاصله بسيار داشتند. طرح سوالاتي که پاسخ آن به روشني توسط نويسنده بيان شده بود، طرح نظر در قالب سوال، طرح خود در پوشش سوال و از همه بدتر سوال در مورد کتابي که آن را نخوانده اند شايد نه فقط معضل اين جلسه، که بسياري از جلسات مشابه است که البته وقتي با موضوع بغرنج و پيچيده اي چون مباحث فلسفي نيز مرتبط است، بيشتر خودنمايي مي کند.
قبل از آنکه ادامه دهم، بايد خاطر نشان کنم که البته چنين جلساتي نيز در جاي خود قرار ندارد. اين جلسه بايد در دانشگاه فلسفه اي در ايران و ميان دانشجويان و محققان علاقمند برگزار مي شد و نه در آلمان و با حضور اغلب کساني که در ميان نوشته ها و گفته هاي سخنران شايد هر يک بدنبال چيزي به جز منظور او مي گردند. با همه اينها اشکال همچنان پا برجاست.
مجموعه نکاتي که مرا بر آن داشت اين يادداشت را بنويسم حول محور برخورد هاي "عکس العملي" دور مي زند. اشاراتم به اين ماجرا را به تجربه خودم بر مي گردانم. چندي پيش براي يک کنفرانس پيرامون اينترنت در ايران درباره "گفتمان سايت هاي خبري" کاري انجام دادم. سوال اين بود که آيا گفتمان حاکم بر سايت هاي خبري فارسي با گفتمان رايج در ديگر رسانه ها متفاوت است؟ و اگر آري، آيا تاثيري بر آنها گذاشته است؟ براي پاسخ به اين سوال مشخصا با مقايسه بين چندين سايت خبري نحوه پوشش دو موضوع را در ميان آنها بررسي کردم. اين دو موضوع، عراق و جايزه نوبل شيرين عبادي بودند. بطور خلاصه نتيجه بحثم اين بود که گفتمان غالب در ميان اين سايت ها (که شامل خبرنامه گويا نيز مي شود) گفتمان "عکس العمل" ي است. بدين معنا که عموم بحث ها در پاسخ به رويدادي بيرون از ذهن ما شکل گرفته اند. يک رويداد بيرون از ما شکل مي گيرد و ما صرفا با تاييد يا تکذيب آنهاست که به اين رويداد عکس العمل نشان مي دهيم. در اين ميان جاي "تفکر" بسيار خالي است و مباحثي که حاصل محاجه علمي و روشمند با يک مسئله باشند بسيار محدودند. اگر همين الان سري به سايت هاي خبري بزنيد دهها مطلب مي بينيد که در حال پاسخگويي به مطالب ديگرند و خود آن مطالب نيز کمابيش پاسخي ديگر بوده اند. در کنار اين خصيصه نکات ديگري نيز عموميت دارند که از آنجمله مي توان به انتزاعي ديدن يک رويداد و بي توجهي به پيشينه هاي آن، احساسي ديدن موضوعات و مهمتر از همه نگاه غير کارشناسانه به موضوعات سياسي (و شايد بسياري از موضوعات خصوصا در حوزه علوم انساني) اشاره کرد. متاسفانه وبلاگ ها با خصيصه اي که دارند به اين بيماري رايج بيشتر دامن مي زنند و تا حدودي همان گپ هاي غير کارشناسانه مردم کوچه و بازار در مورد همه موضوعات را در سطح اينترنت تکثير و ثبت مي کنند.
بسياري اوقات از خودم سوال مي کنم که آيا انتشار اين مطالب مشارکت در اين چرخه بيمار نيست؟ و باعث ترويج آن نمي شود؟ براي ترويج "تفکر" عملا چه راهي در مقابل ما -بعنوان رسانه- و ما -بعنوان نويسنده- و ما -بعنوان مخاطب- وجود دارد؟

فرشاد | روزنوشت | 384 بازديد | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://blog.gooya.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/21

فهرست سايت هاي که به اين مطلب لينک داده اند:

» "همه اين حرفا بهانه است .." نوشته "Shadi-e Shaerane | شادي شاعرانه | Erfan Parizi"
هامي ِ گويا و فرشاد ِ گويا دو بحث را در وبلاگ ِ گويا مطرح کرده اند که اگر با جسارت ِ بيشتري و با دست گذاشتن بر روي ِ مصداق ها –با توجه به بازبو... [ادامه مطلب]

دنبالکDecember 1, 2004 01:31 AM


نظرات:

به نظر من بسیاری از مطالب مندرج در وبلاگ ها از تحلیل های بسیاری از سیاسیون و حتی فیلسوف نما ها هم مفیدتر است. بسیاری از فیلسوف نماها کاری جز بازی با کلمات ندارند و از این راه هر ایده ای که بخواهند با لفاظی به خورد مردم می دهند

نوشته رهنما، جمعه، 13 خردادماه 1384، 7:53 بعدازظهر

انسان خوش فکري هستي، با لذت نوشته هاتون رو مي خونم.
پروين

نوشته پروين، چهارشنبه، 11 آذرماه 1383، 9:13 صبح

با درود !
نخست بگویم که اندیشمندانی چون آرامش دوستدار در جامعه فرهنگی ما بسیار نادرند. برای درک گوهر اندیشه آنان دست کم باید به دانش آکادمیک و تاریخ و فرهنگ خودمان آشنایی داشت و گرنه نتیجه پرسش پاسخ ها می شود همان که خودتان به درستی آن را ترسیم کرده اید. دوم اینکه برخورد با خبر یا رویداد می تواند هم در چهارچوب ژورنالیسم حرفه ای و آماتوری و یا در چهارچوب عمیق تر فلسفی انجام گیرد. کار سایت های پر خواننده ای مانند گویا برخورد نوع اول را می طلبد. بگذریم که گذاشتن مطالب اندیشه ورزانه در گویا کم نیست. در مورد وبلاگ ها که بیشتر در عرصه ژورنالیسم آماتوری کار می کنند وضعیت به گونه دیگری است. به وبلاگها باید با دید دیگری نگریست. چون این پدیده هنوز بسیار جوان است و صد در صد در آینده نقش بسیار گسترده ای در عرصه خبر رسانی پیدا خواهد نمود. وبلاگ جایی است که نویسنده آماتورش آزادانه و بی هیچ قید و بندی می تواند آن چه دل تنگش می خواهد بگوید. کسی هم لزوما وبلاگ را به عنوان ژورنالیسم حرفه ای نمی پذیرد. به نظر من گویا گذشته از پاره ای انتقاد ها که بدان وارد است و جای گفتنشان در اینجا نیست ، بسیار موفق عمل کرده و نباید این فراگیری خوانندگان را بگذارد و برود دنبال بحث های آکادمیک که جایشان آنجا نیست.
یارباقی. دیدارباقی

نوشته پولاد همایونی، چهارشنبه، 11 آذرماه 1383، 2:08 صبح

سلام بر فرشاد عزیز.
بی اغراق بگویم یکی از زیباترین نوشته ها را نگاشته بودید. یکی از دلایل برخورد واکنشی صرف اهل اینترنت با مسائل در فقدان قدرت تحلیل و تفکر آنها نهفته است . بسیاری از اندیشمندان و تحلیل گران مسائل همچنان به اینترنت به عنوان رسانه ای دست چندم نگاه میکنند و به سختی حاضرند از تریبون و کاغذ و قلم دست بشویند و با کیبورد و مونیتور مانوس شوند. نمونه اش یادداشت جناب داریوش آشوری راجع به وبلاگنویسی است که آنرا به کاری تفننی تشبیه کرده بود و این خود هم جدی نگرفتن اینترنت نزد بزرگان اهل اندیشه را نشان میدهد و هم در آنسو عدم وجود وبلاگ و سایت های خواندنی و اهل اندیشه که بزرگان فکری جامعه را به چنان قضاوتی می کشاند. وقتی جای چنین تحلیلگرانی در فضای اینترنت خالی باشد عرصه بدست هوچی گرهائی می افتد که ارضا تمام عقده های خود بزرگ بینی خود را در جار و جنجال و فریادهای بی پشتوانه فکری و برخوردهای احساسی و نوشته های کاملا واکنشی می بینند . ذکر این نکته نیز ضروری است که نوشته واکنشی به خودی خود نامطلوب نیست در هر حال هر کس ابتدا موجی را ایجاد میکند چه در دنیای خارج از اینترنت چه در دنیای سایبر و سایرین به موضعگیری نسبت بدان می پردازند که در میان گاه گفتگوهائی بسیار جذاب و ثمربخش میان نویسندگان در میگیرد ( که اگر چه به ندرت اتفاق می افتد ) اما نتیجه و فایده فکری اش در رشد افراد حتی بسیار بیشتر از اصل موضوع است ( نظیر واقعه قتل فیلمساز هلندی و مباحث مطرح شده میان چند وبلاگنویس اهل نظر و تحلیل ) سایت گویا البته از این نظر نه کاملا پاک و نه آنچنان آلوده است چه اگر کار به مشخص کردن مصداق ها برسد بسیار کسان هستند که بر خواهند آشفت و در پس گرد و غبار این اختلاف رای نتیجه ای حاصل نخواهد شد . اما شاید گویا بدلیل نقشی که در جهت دهی فکری کاربران اینترنتی بازی میکند باید به ستون های خویش ( چه آنها که توسط نویسندگان گویا و مقالات ارسالی تغذیه میشوند و چه بخشهای متعلق به لینک سایرین ) بسیار بیشتر بها دهد و با تفکیک نویسندگان همکار و همراه از نویسندگان هوچی گر و موسمی مسیر کلی حرکت کاربران و فعالان را به سمت نوشته های تحلیلی و فکری ( روان و ساده نه سنگین و ثقیل ) رهنمون شود .

نوشته مسعود برجيان، یکشنبه، 8 آذرماه 1383، 11:50 بعدازظهر

سلام فرشاد جان
اولا شمارش شما از هر هزار نفر يك شمار مي دهد! خيلي عجيب است. براي مثال با چند تن از دوستان صحبت مي كنم و آنها مي گويند خواندند ولي باز وارد وبلاگ كه مي شوم مي بينم 1 بازديد كننده ثبت شده است!! چرا شمارش وبلاگ و حتي سايت گويا يواش عمل مي كند؟
دوما سخنان شما كاملا درست است و بيشتر نوشتار عكس العمل نشان دادن به سخنان اين و آن است. آخه دوست عزيز هنگامي كه نماينده مجلس مي خواهد با كشتار 10 نفر مسائل كشور را حل كرد بايد چكار كنيم؟ اول زنان خياباني، بعد اعدام 10 بي كار، اعدام 10 فقير و... تازه همگي سعي مي كنيم جواب بدهيم تا اين روش و تفكر محكوم قرار بگيرد ولي باز روزي از نو، يكي ديگه حكم اعدام صادر مي كند. اگر افراد حاكم در اين جهالت بسر مي برند ديگر ما بي گناه هستيم. خدا شاهد است افرادي فقط از روي ناراحتي و شنيدن سخنان بعضي افراد مجبور مي شوند جوابي بدهند. يك اخوند وبلاگ منبر از نوشابه لب گرفتن را زرنگي مي داند يا لخت كردن يك فرد! فكر مي كنم گاهي بايد عكس العمل نشان داد.
حسين

نوشته hosseein khodadad، یکشنبه، 8 آذرماه 1383، 10:00 بعدازظهر

روي مورد بسيار خوب و لازمي انگشت گذاشته ايد. به نظر من اين کنش و واکنش قلمي که همه ي ما به نوعي در چنبره ي آن گرفتار آمده ايم يک ضرورت تاريخي و يک الزام است. فقدان روزنامه و رسانه ي خبري - به مفهوم صحيح کلمه -، همه ي اين عکس العمل ها را به حوزه ي رسانه هاي اينترنتي رانده است. هيچ رسانه ي غير اينترنتي نمي تواند چنين انعطاف و سرعتي را در اختيار نويسنده و خبرنگار و تحليل گر قرار دهد. تا قبل از انتشار "جامعه"، روزنامه هاي ايران دقيقا بر عکس اين عمل مي کردند و شما اگر روزنامه اي را سه چهار روز بعد هم مي خوانديد هيچ فرقي براي تان نمي کرد. خبرها کهنه، تحليل ها کهنه، مباحث، اکثرا نظري و سنگين، و خلاصه روزنامه ها بيشتر کار مجله را مي کردند تا روزنامه. الان هم اگر دو سه ستون ِ تماس ها و اخبار و تحليل هاي کوتاه و طنز روز را که برداريم باز همين مسئله خودنمايي مي کند.

در اينجا مجال بحث در باره ي سايت هاي خبري ديگر نيست ولي در باره ي "گويا" مي توانم بگويم که توازن بسيار خوبي را ميان اخبار و تحليل هاي روز و تحليل هاي سنگين برقرار کرده است و علت پرطرفدار بودن "گويا" هم همين است. هر خواننده اي با هر سليقه اي مي تواند مطلبي براي خواندن بيابد در حالي که در سايت هاي ديگر اين ترکيب موزون وجود ندارد. نوشته هاي واکنشي، خود مي تواند موجب فکر و ارائه تحليل شود ولي انباشته شدن سايت خبري از چنين مطالب – ِلازم - ي ماهيت آن را تغيير خواهد داد که البته مي توان آن را در صفحات جداگانه اي عرضه کرد. موج عکس العمل هايي که مدام در حال نشان دادن آن هستيم در طول زمان فروکش خواهد کرد و چرخه ي بيماري که ذکر آن کرديد باز، و به چرخه هاي سالم تبديل خواهد شد. شرط رسيدن به اين مطلوب فقط مداومت و تصحيح روش هاست. اما ترويج تفکر، اکنون نيز صورت مي گيرد که کيفيت آن در آينده دگر خواهد شد.

نوشته fmsokhan[TypeKey Profile Page]، یکشنبه، 8 آذرماه 1383، 5:01 بعدازظهر

شما هم نظر بدهيد: