"جرقه فکري" يا "هياهو"، مسئله اين است!

سه شنبه 10 آذر 1383

مسئله اي مدتي است فکر من را مشغول کرده؛ گفتم به عنوان نظري يا نگاهي آن را در وبلاگ گويا مطرح کنم تا شايد شما هم در اين باب چيزي بخواهيد بنويسيد.
مطالب و نوشته هايي بارها در همين سايت خودمان و ديگر سايت ها منتشر شده اند که به نظر من جاي بحثي فراتر از آنچه از لحاظ فکري ارائه مي کنند دارد. نوشته هايي که در نگاه اوليه گاه حتا "نو" و "تفکر برانگيز" جلوه مي کنند اما با کلنجاري عميق تر با آن ها متاسفانه به اين نتيجه مي رسيم که نه تنها سطحي که گاه به نوشته هاي روزنامه هاي "زرد" و بنجل بيشتر شبيه اند.

نوگرايي و ايجاد جرقه فکري در ذهن خواننده شايد آرزوي هر قلم به دستي باشد؛ که در صورت چنين کارکردي چنين روزنامه نگاري به سرعت در دل مردم و به ويژه جوانان تشنه آگاهي جا باز مي کند. اين ويژگي زماني که با شجاعت در بيان نيز همراه باشد ديگر بازتابي اجتماعي و گسترده تر از چارچوب روزنامه نگاري متداول پيدا مي کند.

نمونه چنين خصيصه هايي را مي توان به خوبي در برخي روزنامه نگاران دوران شکوفايي مطبوعات پس از دوم خرداد مشاهده کرد. استقبال بي سابقه مردم از مطبوعات آن دوره هم گواهي است بر اين امر.

اما اگر چنانچه شما کنجکاوي بيشتري در اين زمينه داشته باشيد و سري هم به "مطبوعات زرد" - که در همه کشورهاي ديگر هم وجود دارند - بزنيد؛ مي بينيد که ظاهرا آن ها نيز شبانه روز در ذهن خواننده "جرقه" ايجاد مي کنند و آن ها نيز خواننده هاي زيادي دارند.

راستي تفاوت اين "جرقه" با آن يکي در چيست؟

چرا براي مردم عادي – با تمام مخالفت هاي کساني که کمي مي انديشند - پي گيري "مطبوعات زرد" يا به طور کلي "رسانه هاي زرد" همچنان جاذبه دارد؟ آيا علت همان ايجاد "جرقه"هايي که از آن گفتيم نيست؟

بنابر اين صرف ايجاد "جرقه ذهني" در خواننده کافي نيست. بايد ديد تفاوت اين دو نوع در چيست.

به خاطر مي آورم که شش هفت سال پيش هفته نامه اي در خارج از کشور منتشر مي شد که مثلا خود را از لحاظ سياسي در طيف "چپ" و از نظر اجتماعي "متفاوت" جا کرده بود. نثر آن به ويژه در طرح مسائل فرهنگي و اجتماعي به راستي متفاوت و بي سابقه بود. از آن جا که يکي از مشکلات بنيادي جامعه ايراني را مشکل جنسي مي پنداشت - که شايد بيراه هم نرفته باشد - و مشکل بيان مسائل جنسي را در ميان ايرانيان "مي ديد" تصميم بر آن داشت که در نوشته هاي فرهنگي و اشعار و غيره به عنوان مثال آلات جنسي را به نام متداول آن خطاب کند؛ درست به همان گونه که در کوچه و خيابان مرسوم است! در مسائل سياسي نيز شديدا تندروي مي کرد و از ايجاد پرونده هاي "همکاري با رژيم" براي فعالان سياسي ابايي نداشت.

چنين نشريه اي در نگاه نخست جذاب است. هم تابوها را زير سئوال مي برد و هم "پشت پرده" فعالان سياسي را رو مي کند. اما پشت اين "جرقه"ها انديشه نخوابيده بود. در واقع "جرقه"ي اين نوع رسانه ها بيش از آن که جرقه باشد؛ "هياهو" است و در جو پرهياهو، چيزي که غايب مي ماند تفکر است.

تفکيک نوع گيرايي اين دو گونه از رسانه ها به اعتقاد من در تفاوت همين "جرقه فکري" و "هياهوي بي بنيان" نهفته است. هر دو براي خواننده جذاب هستند؛ اما خواننده نوع اول با خواننده نوع دوم از دو فرهنگ کاملا متفاوتي برخوردارند.

به نظر من بيشتر دوستان نويسنده بايد تکليف خود را روشن کنند که آيا مي خواهند خواننده انديشمند داشته باشند يا خواننده روزمره . توجه کنيد که مسئله نفي نوع دومي که گفتم نيست. در هر جامعه بازي اين نوع مطبوعات وجود دارند؛ مسئله متاسفانه عدم تعيين نوع خواننده از سوي برخي از دست به قلمان ماست. اگر چنانچه مي خواهيم سيبل يا هدف ژورناليسم خود را اقشار "عادي" جامعه بگذاريم، بسيار خوب عاليست! اما ديگر هاي و هوي "جامعه شناسانه" آن چناني را بگذاريم کنار، همانطور باشيم که مي نويسيم.
در نوشته هاي دوستان گاه چنان نتايج و تحليل هايي ديده مي شود که هيچ سنخيتي با "نو گرايي" و "جرقه فکري" ندارد و متاسفانه بي اغماضي بايد گفت چنين نوشته هايي به "هياهو" بيشتر پهلو مي زند.

هامی | روزنوشت | 774 بازديد | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://blog.gooya.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/22

فهرست سايت هاي که به اين مطلب لينک داده اند:

» "همه اين حرفا بهانه است .." نوشته "Shadi-e Shaerane | شادي شاعرانه | Erfan Parizi"
هامي ِ گويا و فرشاد ِ گويا دو بحث را در وبلاگ ِ گويا مطرح کرده اند که اگر با جسارت ِ بيشتري و با دست گذاشتن بر روي ِ مصداق ها –با توجه به بازبو... [ادامه مطلب]

دنبالکDecember 1, 2004 01:31 AM

» "نويسندگان چند وجهي" نوشته "ف.م.سخن"
تخصصي شدن کار نويسنده از عوارض زمان ماست و در گذشته چنين نبوده است. به مانند پزشکي که در گذشته از همه چيز سر رشته داشت - و "همه ژانر حريف" بود -... [ادامه مطلب]

دنبالکDecember 1, 2004 03:36 PM


نظرات:

با سلام مطلب ِ خواندني شما انگيزه ای ايجاد کرد برای نوشتن چند خط که چون طولاني شد آن را در وب لاگ خودم گذاشتم. شاد و سربلند باشيد.

نوشته fmsokhan[TypeKey Profile Page]، چهارشنبه، 11 آذرماه 1383، 3:43 بعدازظهر

شما هم نظر بدهيد: