آيا مي توان هميشه اعتماد کرد؟
یکشنبه 11 بهمن 1383آدم وقتي بعضي موارد را در رسانه ها و خبرگزاري هاي ايران مي بيند واقعا افسوس مي خورد. گاهي اصلا نمي توان به خبرگزاري هاي ايران اعتماد کرد. از خبرهاي داخلي بگذريم (چون منبع خبري معتبر ديگري نيست که مقايسه کنيم) اما خبرهاي خارجي را که مي توان با خبرگزاري هاي ديگر مقايسه کرد. گاهي پيش مي آيد که بخش هايي از خبري را تنها به خاطر "منافع ايران" حذف مي کنند. گاهي مثلا به خبر اصلي وفادار مي مانند اما خبر را ناشيانه و بدور از اصول روزنامه نگاري حرفه اي با علائم و نشانه هايي که خود دوست دارند "تزيين" مي کنند. در برخي موارد هم سايه سياه ايدئولوژي بر فضاي خبر حاکم مي شود. مثلا هميشه "اسرائيل" مي شود "رژيم صهيونيستي". يا هر بار اگر تهديدي مطرح مي شود و مثلا ايران را باز هم به داشتن ساز و کار ساخت سلاح هاي اتمي محکوم مي کنند؛ فورا داخل پرانتز علامت تعجب و يا سئوال و غيره مي آيد؛ در حالي که در متن اصل خبر که مربوط به فلان خبرگزاري بين المللي است از اين نشانه ها خبري نيست! تازه اين دست کاري ها متعلق به خبرگزاري هاي معتبر ايراني است؛ بعضي ديگر که همين خبرها را هم اگر کمي دور از چارچوبشان باشد منتشر نمي کنند. گاهي هم بر حسب تصادف اتفاقاتي مي افتد که آدم به ترجمه درست اين خبرها در خبرگزاري هاي ايران شک مي کند.
يک نمونه تازه شايد بد نباشد. ديروز متن کامل مصاحبه "اشپيگل آنلاين" با فريدون زندي را منتشر کرديم. در اين مصاحبه زندي ضمن تعريف از سرزمين پدري اش ايران، شک و ترديدها و دل نگراني هاي خود از پيوستنش به تيم ملي فوتبال ايران را هم بيان کرده است و با اين حال با دلي باز گفته است که به استقبال اين نگراني ها و تازگي ها مي رود.
"ايرنا" که ابتدا در خبر کوتاهي به اين مصاحبه اشاره کرده بود در 9 بهمن ماه بخش هاي زيادي از آن را انتشار داد. با اين که متن انتشار يافته در "ايرنا" از اشتباهات فاحش ترجمه اي ديگران به دور بود اما با اين حال بخش هاي ديگري از اين گفتگو را بازتاب نداد. "ايسنا" بخش هايي از آن را انتشار داد و امروز روزنامه هايي مثل "شرق" و "همشهري" هم تقريبا همان متن "ايسنا" را بازتاب دادند؛ متني که بخش هايي از آن غلط ترجمه شده و وفادار به فضاي گفتگو نيست.
غلط هاي ترجمه:
دو غلط عمده در متني که "ايسنا" انتقال داده است ديده مي شود. يکي البته تاثيري بر مضمون ندارد؛ اما ديگري کاملا منظور و مفهوم را دگرگونه مي کند.
در آغاز مصاحبه خبرنگار اشپيگل به فريدون زندي مي گويد شانسي براي خودت در تيم آلمان نمي ديدي؟ و زندي در پاسخ خود ضمن اشاره به اين که در پست وي بازيکنان خوبي در تيم آلمان وجود دارد مي گويد: "شايد تحت نظر مربي جديد (يورگن کلينزمن) شانسي مي داشتم..." (متن اصلي اين است: Doch vielleicht hätte auch ich unter dem neuen Bundestrainer meine Chance bekommen) اما در متني که "ايسنا" و "شرق" و "همشهري"... منتشر کرده اند آمده است: "...اما شايد در ميان ۹ مربى آلمانى شانس انتخاب داشتم." وقتي اين را خواندم پيش خودم گفتم مگر تيم ملي آلمان 9 مربي دارد؟ موضوع چيست؟ بعد فهميدم قضيه "9" همان "جديد" است. در زبان آلماني به "9" مي گويند: Neun و به "جديد" مي گويند: neu، دوستان اين دو را با هم قاطي کرده اند!
اما وقتي زندي مي گويد: "مسئله من اصلا اين نبود که براي ايران بازي کنم يا آلمان. سئوال اين بود که اصلا مي خواهم براي ايران بازي کنم؟" (متن اصلي اين است: Für mich war es gar nicht die Frage, ob ich für Iran oder für Deutschland antrete. Sondern: Will ich überhaupt für Iran spielen?) - به علامت سئوال در انتهاي جمله هم دقت کنيد - دوستان ترجمه مي کنند: "براي من هيچ سئوالي وجود نداشت که آيا تيم ملي ايران را انتخاب کنم يا تيم ملي آلمان. چرا که من مي خواستم براي ايران بازي کنم." زندي شک داشته که براي ايران بازي کند يا خير، در ترجمه دوستان اما قاطعانه مي خواهد براي ايران بازي کند! حتي تيتر گفتگو در سايت اشپيگل هم همين جمله سئوالي است: "اصلا مي خواهم براي ايران بازي کنم؟".
البته در جايي ديگر در مصاحبه، زندي مي گويد دوست داشته در تيم ايران باشد؛ اما اين موضوع هيچ ربطي به ترجمه غلط اين جمله ندارد، چرا که دو دلي هاي مصاحبه شونده را در اين مورد بر عکس بازتاب مي دهد.
حذف بخش هايي از گفتگو:
اين همان موضوعي است که مي گويم خبرگزاري هاي ايران بنا به ميل خود خبر يا مطلبي را ناقص و يا به تعبير امروزي سانسور شده تحويل مي دهند.
در بخش هايي از گفتگوي مورد نظر خبرنگار اشپيگل به موردهاي ريز اشاره مي کند. مثلا از زندي مي پرسد تو هم شيعه هستي و اعتقاد داري؟ يا اگر مقابل ورزشکاران اسرائيلي قرار بگيري بازي مي کني يا نه؟ يا اينکه از او مي پرسد زماني گفته بود از لحاظ کاراکتري به تيم ايران نمي خورد و... که به هيچ يک از اين موارد در متن هايي که در ايران منتشر شده اند اشاره اي نشده است.
در خوش بينانه ترين حالت شايد اينگونه تعبير شود که مثلا براي خود زندي مشکل ساز مي شود و انتشار اين مسائل از اين زاويه درست نيست. اما مگر زندي بيچاره چه چيز غيرواقعي اي را بيان کرده؟ مثلا اين که گفته شيعه نيست و اعتقادي ندارد، لابد انتظار داريد کسي که مادرش آلماني است و تمام عمر خود را در کشوري اروپايي به سر برده است برگردد و بسم الله بگويد و جانماز آب بکشد و از دوازده امام بگويد؟
-------------------
نمونه مصاحبه فريدون زندي تنها يک مورد است و از آن جا که دوستان خبرنامه آن را ترجمه کرده بودند و ما در جريان بوديم، شاهد عيني آن شديم. تازه اين يک نمونه ورزشي است. آيا مشت نمونه خروار نيست؟ آيا مي توان هميشه اعتماد کرد؟
هامی | رسانه | 406 بازديد | بازگشت به صفحه اول
دنبالک:
آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://blog.gooya.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/45
نظرات:
چهارشنبه از طرف راديو فردا مصاحبه ای شد با آقای دکتر عبدالکريم لاهيجی، نايب رئيس فدراسيون جوامع جهانی دفاع از حقوق بشر در مورد نوشته ای که ايشان در آن مفصل خلاصه فهرست موارد نقض حقوق بشر در ايران را نيز که در گزارشی در آستانه اجلاس 25 اسفندماه کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد آماده کرده آورده است. در اين نوشته همچنين نسبت به اين که دولتی اروپايی طرح قطعنامه دلخواه مدافعان حقوق بشر در ايران را برای تصويب به کميسيون يادشده تقديم کند، ابراز خوشبينی نشده است. قسمتی از صحبت های آقای لاهيجی در اين گزارش اينطور بود:
" ابراز خوشبينی نکرديم، برای اين که می دانيد يک سال است اتحاديه اروپا، انگليس، آلمان، فرانسه مشغول گفتگو با جمهوری اسلامی هستند و فقط و فقط بر محور انرژی اتمی، مثل اين که کشورهايی مانند ايران حق مطالبه دموکراسی و حقوق بشر را ندارند و فقط نبايد ايجاد عدم امنيت و ثبات برای دنيا و منطقه کنند. "
دکتر لاهيجی، استاد عزيز، گزارش شما احتمال 99.5 درصد قبل از ساعت چهار بعد از ظهر به وقت ايران گرفته شده بود. حدود ساعت پنج و نيم خانم رايس وزير امور خارجه آمريکا در بروکسل مصاحبه مطبوعاتی داشت که در اون طبق سه چهار روز گذشته درباره ايران و احتمال حمله نظامی به ايران و برنامه اتمی از ايشان سئوال شد. اين مصاحبه مستقيم از راديو پخش شد. ساعت شش به وقت ايران باز صحبتهای اين مصاحبه بازگو شد. ساعت هفت که مجله نيم ساعتی راديو است باز گزارش مفصلی در اين باره پخش شد به اضافه يک گزارش مفصل ديگه و مصاحبه با رئيس بخش ديپلماتيک نشريه ديلی تلگراف و همچنين يک عضو کميسيون روابط خارجی پارلمان بريتانيا درباره مواضع اروپا و آمريکا در قبال برنامه های اتمی ايران. همچنين گزارش مفصل ديگری در مورد مذاکرات اتمی ايران و اروپا و مصاحبه با رئيس گروه ايران در کميسيون سياست خارجی پارلمان اروپا. اما ساعت هشت باز هم گزارش جامعی درباره مصاحبه مطبوعاتی خانم رايس. و بالاخره در ساعت نه و مجله نيم ساعتی اولين گزارش مصاحبه با يک همشهری ايرانی کارشناس مسائل اتمی و احتمال حمله نظامی آمريکا به ايران و آخرين گزارش، مصاحبه با شما. حالا از اروپايی ها و آمريکايی ها چه انتظار ميشه داشت؟
نوشته امین، پنجشنبه، 22 بهمنماه 1383، 6:54 صبح
خبرگذاری منافع سهامدارانش را در نظر میگیرد و طوری خبر نممیدهد که کسی دیگر خبر های آنها را نخرد و استفاده نکند.
نوشته مسعود، چهارشنبه، 21 بهمنماه 1383، 7:41 بعدازظهر
نه كه نمي شود. اين نوع خبر نويسي را در روزنامه هاي جناح راست اول مد شد بعد هم خبر گزاري كاملا حرفه اي ايرانا بخاطر عقب نيافتادن از قافله اين كار را كرد. نمونه آخري هم درباره سخنان بوش بود.
نوشته ايران امروز، دوشنبه، 19 بهمنماه 1383، 3:03 صبح
دوست من!
در ايران، معمولاً، خبرنامه گويا را فيلتر مي كنند، نه خود گويا را؛ براي همين، مثلاً، من مي توانم وارد وبلاگ گويا بشوم، ولي نمي توانم وارد خبرنامه بشوم؛ همه اينها را نوشتم كه بگويم، سعي كنيد براي خبرنامه، ساب دومين جديد درست كنيد، نه گويا.
در ضمن، لازم مي دانم، به سهم خودم، از زحمات شما تشكر كنم!
نوشته يك دوست، یکشنبه، 18 بهمنماه 1383، 8:09 بعدازظهر
خبر نویسی و برجسته سازی خبر در جمهوری اسلامی تابع سیاست رسانه ای این رژیم است به عنوان مثال مدت کوتاهی که ما در شبکه خبر مشغول به کار بودیم با آنکه نود درصد اخبار علمی به منابع آمریکایی مربوط میشد اما اجازه آنکه از ملیت دانشمند مربوطه نام ببریم نبود. در باره مسائل سیاسی که حساسیت بیشتر است در تحقیق مشترکی که من و چند تن از دانشجویانم در مرکز تحقیقات در باره اخبار خارجی شبکه اول در طول یک ماه انجام دادیم نتیجه آن بود که در اخبار خارجی فقط اخبار مصائب در کشورهای خارجی در اولیت ارزشهای خبری واحد مرکزی خبر است و اصولا اخبار خارجی در پی القای آن است که در غرب خبری نیست ، جز دشمنی و مرگ و مصیبت!
چه انتظاری دیگری باید داشت؟
نوشته امید، یکشنبه، 18 بهمنماه 1383، 5:35 بعدازظهر
سلام به دوستان خوب وبلاگ گويا
به نظر شما يه خبرگزاري خارجي در خبرهاش منافع ملي کشور خودش رو در نظر مي گيره يا منافع ملي شما رو؟
من از اشتباهات احتمالي خبرگزاري ها دفاع نمي کنم و البته اين را هم بايد متذکر شد که اشتباه نداشتن در کار رسانه اي کمتر دست يافتني است اما طبيعي است که يک خبرگزاري که خيلي از محدوديت ها رو شکسته بايد چارچوب هاي کلي مملکت را رعايت کند و صد البته که بايد در ابتدا به فکر منافع ملي کشور باشد نه اينکه براي ورود خارجي ها يا بيشتر شدن نقش آنها فرش قرمز پهن کند کما اينکه خبرگزاري هاي خارجي هم همينطور عمل مي کنند.
کمي به فکر ايراني بودنتان بيفتيد بد نيست.
خدا قوت
نوشته منتقد همه چيز، جمعه، 16 بهمنماه 1383، 11:05 بعدازظهر