ژورناليسم خام دست و چند مسئله ساده

دوشنبه 5 اردیبهشت 1384

چندي پيش در همين جا مطلبي نوشتم درباره نوع برخورد خبرگزاري هاي ايران در بازتاب اخبار و در آن به گرايش غالب و غيرحرفه اي اين خبرگزاري ها در ارائه خبرها – به ويژه خبرهاي خارجي – اشاره کردم که چگونه ناشيانه يا با حذف بخش هايي از خبر يا ايدئولوژيکي کردن آن از طريق تغيير نام ها و... يا حتي با گذاشتن علامت هاي متعدد "تعجب" و "سئوال" در لابلاي متن، سعي در "خودي" کردن و به اصطلاح "رام کردن" آن دارند. در نوشته حاضر به پديده متداول ديگري در نشريات و يا رسانه هاي خبري ايرانيان خارج از کشور مي پردازم که به نظر پيش پا افتاده مي آيد اما به اعتقاد من نوعي نگاه عمومي است که اهميت هم دارد.

دوست بسيار عزيزي را چندي پيش پس از مدت ها ديدم. نشستيم و طبق معمول گپي درباره مسائل روز و دلبستگي هاي مشترک زديم. از آن جا که از همکاري کوچک من با "گويا" اطلاع دارد هميشه نقدهاي او را بر "گويا" گوش مي دهم و گاهي آن ها را مي پسندم و مي پذيرم. او در بحث آن روز انتقادي کرد که مرا به فکر فرو برد. بعد، در خلوت خانه به اين موضوع بيشتر فکر کردم و در اين فکر کردن ها مسائل ديگري هم برايم روشن شد.

دوست من به نحوه پرداختن "خبرنامه گويا" به موضوع انتخابات اعتراض داشت. معتقد بود در زمانه اي که بخش وسيعي از مردم دل خوشي از اين انتخابات ندارند اختصاص صفحه اي ويژه به اين امر، آن هم با در اختيار قرار دادن گوشه اي از آن به هر کانديدا که بسياري از آنان گذشته خوبي هم ندارند و" تنها براي داغ کردن بازار انتخاباتي حضور يافته اند" کار معقولي نيست. او در پس اين شيوه، نگاهي معتوف به ترغيب مردم به شرکت در انتخابات و يا بها دادن و مطرح کردن افراد "نامطلوب" را مي ديد.

در انديشه اين اظهار نظر دوستم بودم که نمونه مشابه ديگري يافتم. من خودم حداقل يک بار شاهد بحثي در بين دست اندرکاران يکي از نشريات خبري خارج از کشور درباره استفاده و يا عدم استفاده از تصاوير مقامات حکومتي ايران در متن اخبار بوده ام که تقريبا به اتفاق معتقد بودند به کار بردن اين تصاوير از آن جا که ما خود را مخالف سياست هاي آنان مي دانيم درست نيست. اين مسئله ظاهرا محدود به آن روزنامه نمي شود و ما در اغلب مواقع در سايت هاي خبري و حتي در اخبار شبکه هاي تلويزيوني ماهواره اي هم شاهد اين موضوع هستيم. شکل راديکال آن مربوط به رسانه هاي گروه هاي سياسي مي شود.

همين جا اين را هم ذکر کنم که چنين پديده هايي در نشريات داخل کشور نيز وجود دارد و خاص خارج نيست. حتي در ايران چند بار مسئله ساز هم بوده است. نمونه اش بخشنامه هاي مربوط به عدم انتشار تصاوير درشت از هنرمندان و هنرپيشگان محبوب مردم است. يا جلوه بارز سياسي آن انتشار عکس مريم رجوي به هنگام آزادي از زندان پاريس در کنار خبر آن در يکي از روزنامه هاي ايران بود که موجب بازداشت سردبير و مدير مسئول و عدم انتشار آن جريده شد. اما تاکيد من از آن رو بر رسانه هاي ايراني در خارج از کشور است که زندگي در جوامع باز و برخورد روزمره با رسانه هاي اين جوامع لااقل اين مسائل ِ به اعتقاد من ابتدايي را مي بايست براي ما روشن کرده باشد.

يک رسانه خبري که بر مسائل واقعي زندگي روزمره سياسي، اجتماعي و فرهنگي استوار است و وظيفه اصلي آن بازتاب واقعي اين موضوعات است؛ نمي تواند و نبايد واقعيات را بنا بر ميل و نيت و آرمان هاي خود ناديده بگيرد. واقعيت چيست؟ مثلا برگزاري انتخابات دوره نهم رياست جمهوري اسلامي ايران با همه کانديداهايش يک واقعيت است که گريزي هم از آن نيست. اين که "حقيقت" هم هست و "حقانيت" هم دارد يا خير؛ بحثي است جدا و مربوط به تحليل ها و تفسيرهاي اين "واقعيت"، که البته اين هم مي بايست جاي خود را در رسانه داشته باشد. متاسفانه ژورناليسم خام دست ايراني در بيشتر مواقع اين دو موضوع را با هم قاطي مي کند و بازتاب خبر را با تفسير آن يکي مي انگارد.

از همين زاويه ايجاد صفحه ويژه انتخابات نهم در "گويا" يک کار درست زورناليستي است. به ويژه از آن رو که همه، چه موافقين و چه مخالفين بر اهميت آن تاکيد مي کنند. نمي توان از سويي مرتب از مهم بودن انتخابات نوشت و از سوي ديگر خواست که آن را ناديده بگيريم. اين يک رفتار متناقض است! وجود اين چند نفر کانديدا نيز بخشي از اين واقعيت است و حذف يا ناديده گرفتن آن ها گريز دل به خواه از چنين واقعيتي. باز هم تاکيد مي کنم اين موضوع که آيا اين کانديداها جلوه اي از نمايندگان واقعي اقشار مردم ايرانند يا خير، اين که نحله هاي فکري گوناگون در کل جامعه سياسي ايران در ميان کانديداها حضور دارند يا خير، اين که آيا اصلا شوراي نگهبان ورود افراد و افکار ديگري را برمي تابد يا خير و... همه و همه بحثي است تفسيري و مربوط به آن ستون يا صفحه ديدگاه ها.

اين موضوع بي شباهت به همان موضوع انتشار يا عدم انتشار تصاوير مقامات سياسي و يا حکومتي نيست. اين افراد در دنياي واقعي وجود دارند. همه نيز با چهره هاي آن ها آشنا هستند. حالا اگر ما در اخبار خود تصاوير آن ها را حذف کنيم چيزي را تغيير نمي دهد جز آن که محدوديتي ايجاد کرده ايم که در بعضي مواقع مي تواند نتيجه عکس خواست ما را هم در پي داشته باشد و از طرف ديگر رسانه خود را هم دچار يکنواختي کرده ايم. خيلي ساده وقتي خبري درباره کسي منتشر مي شود بهتر و طبيعي تر آن است تصويري از آن فرد در خبر داشته باشيم؛ اين موضوع نه تبليغ آن فرد است و نه حقانيت بخشيدن به او!

نکته ظريف در اين مورد استفاده هوشمندانه از تصاوير است؛ که اين مورد نيز در اکثر رسانه هاي ايراني غلط به کار برده مي شود.

در نطر بگيريد در کشوري طرح هاي وزير اقتصاد به شکست انجاميده و حالا خبري در اين مورد مي خواهد منتشر شود. استفاده از عکس خندان اين وزير بازتاب دهنده مضمون اين خبر نمي تواند باشد اما تصويري از او که سر به پايين دارد و يا دستي بر پيشاني مي کشد و يا ظريف تر و هوشمندانه تر تصويري از او در کادري مورب که نااستواري سوژه را مي رساند... با چنين خبري هماهنگ است. استفاده زيبا از کارهاي گرافيکي به هنگام بازگويي اخبار در پشت سر گوينده تلويزيون که به شکلي موجز چکيده خبر را به لحاظ تصويري به ما منتقل مي کند يکي ديگر از کاربردهاي درست تصوير خبري در رسانه هاست. در هيچ کدام از اين موارد سوژه اصلي دفرمه يا کاريکاتوريزه نمي شود ممکن است شوخي هاي ظريفي با آن بشود اما به مرز توهين نمي رسد. اين موضوع در برخي از رسانه هاي ايراني که مثلا سعي مي کنند از تصاوير استفاده کنند شکل ديگري به خود مي گيرد. اگر خبري مربوط به اظهارات جرج بوش است تصويري "مضحک" و يا "پليد" از او در کنار خبر منتشر مي شود که ربطي هم به خبر ندارد. در نتيجه به مرز توهين مي رسد. حالا جرج بوش نه، ولي خيلي از اين شخصيت هاي سياسي جهان که هيچ از آن ها خوشمان نمي آيد؛ از بد حادثه ممکن است آدم هاي تر و تميز و خوش قيافه اي هم باشند! آن وقت چه خاکي به سر کنيم؟ کاربرد اين چنيني تصاوير خبري در عالم مطبوعات درست مثل آن مي ماند که طراح يا نقاشي به هنگام کشيدن تابلو از چهره اي مثلا منفي اصول طراحي و يا زيباشناسانه کار را ناديده بگيرد! اگر قصد، نگاه طنز آميز به فرد مورد نظر و اظهارات اوست جاي آن در بخش کاريکاتور است. آن جا هر کاري مي توان کرد؛ اما انتشار چنين تصاويري در متن خبرهاي روز چيزي جز خام دستي ژورناليستي نيست.

بحث درباره شکل و شيوه ارائه اخبار البته بسيار گسترده تر و پيچيده تر از اين حرف هاست. من در اين چند خط به نکاتي کمابيش پيش پا افتاده اشاره کردم؛ دوستان مطلع در اين عرصه با ارائه نظرات خود مي توانند اين بحث را عمق بخشند تا همه استفاده کنيم.

هامی | رسانه | 241 بازديد | بازگشت به صفحه اول

دنبالک:

آدرس دنبالک براي اين مطلب: http://blog.gooya.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/51

فهرست سايت هاي که به اين مطلب لينک داده اند:

» "ژورناليسم خام دست و چند مسئله ساده [وبلاگ گو&" نوشته "خبرچين؛ خبرگزاری وبلاگشهر"
[ادامه مطلب]

دنبالکApril 27, 2005 07:35 PM


نظرات:

نوشته‌اید: «يک رسانه خبري که بر مسائل واقعي زندگي روزمره سياسي، اجتماعي و فرهنگي استوار است و وظيفه اصلي آن بازتاب واقعي اين موضوعات است؛ نمي تواند و نبايد واقعيات را بنا بر ميل و نيت و آرمان هاي خود ناديده بگيرد».
لازم است به شما تذکر بدهم: هم‌کاران ما در وبلاگ گروهی خبرچین (خبرگزاری وبلاگ‌شهر) چندین بار لینک فهرستی از وبلاگ‌نویسان که در حرکت اعتراضی برای اکبر گنجی شرکت کرده بودند را برای خبرنامه‌ی گویا فرستادند اما کم‌ترین واکنشی از سوی شما دیده نشد! می‌خواهم بگويم "از شعار تا عمل راه بسيار است"!

نوشته Majid Zohari، جمعه، 9 اردیبهشتماه 1384، 6:04 صبح

شما هم نظر بدهيد: